تبلیغات
وبلاگ کلاس سوم دبستان پویش
وبلاگ کلاس سوم دبستان پویش
 
قالب وبلاگ
تبریک یلدا


امروز آخرین روز پاییزه و آخرین شب... امشب طولانیترین شب ساله... طولانیترین و تاریکترین

تاریکی، برای هر کسی یه معنایی داره... سیاهی... سکوت... ترس... سرما... ندیدن... نشنیدن... گم شدن...و یا طلوع خورشید فردا!

راسته که روزگار ما آدما، درست عین قصه ی روز و شب این دنیاست... آروم آروم، ثانیه به ثانیه و دقیقه به دقیقه، به سیاهی شبها اضافه میشه و یه دفعه چشماتو باز میکنی و میبینی توی طولانیترین تاریکی قرار گرفتی... طولانیترین تاریکی روزگار!

ترسناکه؟!...نترس... دنیا رو قشنگ ساختن... آروم آروم، ثانیه به ثانیه و دقیقه به دقیقه، از تاریکی شبها کم میشه و یه دفعه چشماتو باز میکنی و میبینی توی طولانیترین روشنایی قرار گرفتی... طولانیترین روشنایی روزگار!

گاهی وقتا فک میکنم خوبه که تاریکی رو داریم... راست و دروغشو نمیدونم اما میگن: هیچ وقت هیچ چیز خوبی از روشنایی متولد نمیشه، چون خود روشنایی هم از تاریکیه!



اصلاً شاید تاریکی طولانی امشب، فرصت متولد شدن یه درخشش باشه... شاید سکوت امشب، یه فرصت برای فکر کردن باشه...نه، منظورم این نیست که بشینیم و به فلسفه ی کج و معوج زندگی چنگ بندازیم و از هر گوشه اش یه دردی سرک بکشه و آخرشم هیچی به هیچی...

بیایین وسط تاریکی و سکوت امشب بشینیم، چشمامونو ببندیم و فکر کنیم... کافیه به آرزوهامون فکر کنیم... آخه همه ی ما داریم برای آرزوهامون زندگی میکنیم... بیایین هر کدوم از اونا رو از نو واسه خودمون تعریف کنیم...

آرزوی سلامتی... سلامتی یعنی چی؟!... من میگم: سلامتی یعنی بتونی به راحتی بخندی و به راحتی گریه کنی!

آرزوی موفقیت... موفقیت یعنی چی؟!... من میگم: موفقیت یعنی بتونی بفهمی که به زندگی و هستی، چی میدی و ازش چی میخوایی... موفقیت یعنی بتونی بفهمی که تو صاحبِ معدلِ همه ی چیزهایی هستی که به زندگی میدی! چیزهایی مثل: لبخند، باور، غرور، صداقت، محبت، نفرت، صبر، مناعت، پافشاری، قضاوت، بخشش، دوست داشتن و یا عشق...

به همین سادگی!

یه وقتایی هست که خودِ زندگی کردن هم میشه یه آرزو... یه آرزوی بزرگ... اونقدر بزرگ که همه ی ما رو با خودش میبره به خیلی وقت پیشها... انگار ناخودآگاه از خودت میپرسی: تا به حال چطوری زندگی کردم که هنوزم آرزوش ته دلم مونده؟!کاش بتونیم به خودمون جواب بدیم:

اونقدری که بلد بودم، زندگی کردم... و یک روزی که یاد گرفتم بیشتر زندگی کنم، خیلی افسوس نخوردم... شاید کم کاری کردم...شاید تلاش نکردم... شاید چشم اندازم رو غلط طراحی کردم... جاهایی بوده که نابلدی کردم... ولی یقه ی خودمو گرفتم، به حساب خودم رسیدم و از اول شروع کردم.

....امشب بلندترین شب ساله...

 نمیدونیم هندونه ی امشب، سرخه یا سفید، شیرینه یا بی مزه... نمیدونیم، گردوی گرد امشب ما، توپره یا تو خالی... شاید به خاطر این که یاد بگیریم یه چیزایی توی دنیا هستن که نمیشه پیش بینیشون کرد

انارها رو دونه میکنیم ولی نمیتونیم دونه هاشونو بشماریم ...شاید به خاطر این که یاد بگیریم یه چیزایی توی دنیا هستن که نمیشه شمردشون

امشب با آدمای خوب زندگیمون دور هم جمع میشیم، سراغ امید رو از حافظ میگیریم و تولد دوباره ی خورشید رو برای طلوع فردا جشن میگیریم... شاید به خاطر این که یاد بگیریم که توی بلندترین تاریکیهای زندگی هم بهانه هایی برای عاشقانه زیستن وجود داره...

              و این یعنی میشه که همیشه دنیا رو با عشق نگاه کنیم.

                                                                    یلداتون مبارک




[ دوشنبه 27 آذر 1391 ] [ 06:53 ب.ظ ] [ شبنم حسامی راد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


با نام و یاد خدای مهربان
خدای بزرگ،به من کمک کن وقتی می خواهم به کسی بگویم درست راه برو کمی با کفش های او راه بروم...
من یک معلّمم،ساده و بی آلایش.
بوی سادگی را از کودکانم گرفته ام.
می نویسم...
می نویسم تا باشم،تا به سراغم بیایند،
می نویسم تا برایم بنویسند...

شبنم حسامی راد آموزگار پایه ی سوّم ابتدایی هستم.
استان آذربایجان غربی
تحصیلات:فوق لیسانس
امیدوارم این وبلاگ برای دانش آموزان عزیز و همکاران محترم مفید واقع شود.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
 

مهم نیوز